در نشست مسئولیت‌های متقابل دانشگاه و جامعه تأکید شد: دانشگاه باید با منطق دانشگاه اداره شود نه منطق تحمیلی از نهادهای قدرت!

 | تاریخ ارسال: 1399/11/13 | 
نشست علمی «مسئولیت‌های متقابل دانشگاه و جامعه» به همت امور فرهنگی و اجتماعی دانشگاه پیام نور بوشهر و با سخنرانی دکتر نعمت الله موسی پور، استاد برنامه‌ریزی درسی دانشگاه فرهنگیان و دکتر رضا ماحوزی، دانشیار فلسفه مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی، دکتر موسی پور که در سخنرانی خود با توجه به گستردگی مفهوم جامعه به جای مسئولیتهای متقابل دانشگاه و جامعه به مسئولیت‌های متقابل دانشگاه و نهاد خیر- به عنوان بخشی از جامعه- پرداخت اظهار داشت: ماهیت نهاد خیر که خدمت بدون توقع به خلق و خلقت است باعث شده این نهاد همواره محبوبیت داشته باشد. گویی بشر همیشه نیاز به تلاشی آگاهانه در جهت دگردوستی و خدمت به دیگری داشته است. در اینجا وقتی بحث نیکوکاری را پیگیری می کنیم خیر متوجه خلق بوده ولی در دنیای امروز گستره فعالیت‌های خیر از خلق هم فراتر رفته و به خلقت رسیده است.
وی با بیان این که خیر در مفهومی گسترده هر گونه خدمت و دستگیری از دیگران تا وقف و … را شامل می‌شود به تبیین این مسئله پرداخت که در طول حدود ۱۰۰ سالی که از ایجاد مراکز آموزش عالی در ایران می‌گذرد، عرصه خیر و دانشگاه با توجه به کارکردهای متفاوتی که دارند در قبال یکدیگر چه کرده و چه دریافت کرده‌اند.
دکتر موسی پور به تآسیس دانشگاه کرمان به همت مهندس افضلی پور و همسرشان در دهه ۱۳۵۰ به عنوان بزرگترین نمونه‌ اقدامات خیر در قبال دانشگاه اشاره کرد و گفت: علاوه بر این تقریباً تمام دانشگاه‌های کشور به نحوی از کمک‌های نهاد خیر بهره‌مند شده‌اند خصوصاً بعد از انقلاب که بنیادهای خیریه حامیان در دانشگاه‌ها توسعه پیدا کردند.
وی گفت: ارتباط دانشگاه و خیریه‌ها به این صورت بوده که دانشگاه همواره خود را به مثابه فقیری دانسته که باید کمک بگیرد و خیریه را هم نهادی دیده که باید خدمت کند ولی با این کمک‌ها نه دانشگاه ثروتمند شده و نه خیریه راضی شده است.
استاد برنامه‌ریزی درسی دانشگاه فرهنگیان در خصوص نوع نگاه نهاد خیر به دانشگاه‌ها گفت: غیر از زمان دانشگاه کرمان که مربوط به دوره پهلوی است، دانشگاه همواره سعی کرده بی تعادلی خود را نشان دهد و از نهاد خیریه برای به تعادل رسیدن خود استمداد کند، یک بار فریاد زده که خوابگاه ندارد، یک بار فریاد زده که آزمایشگاه ندارد و الان هم خیلی دانشگاه‌ها فریاد می‌زنند که زیرساخت آموزش الکترونیک را ندارند. برای نهاد خیر هم فرقی ندارد که نیاز دانشگاه چه بوده و فقط کافی است که مطمئن شود دانشگاه واقعاً نیاز دارد آن وقت به کمک دانشگاه می‌آید. دانشگاه هم با همان نگاهی که فقیر دارد انتظار دارد که نهاد خیر فقط خیر برساند و برود و کاری به دانشگاه نداشته باشد؛ البته عموماً خیران هم علاقه‌ای به آشکار کردن خود ندارند و پی این که ببینند کمکی که کرده‌اند چه شده نمی‌روند ولی روشن است که این نمی تواند بهترین شکل ارتباط نهاد خیر و دانشگاه باشد.
دکتر موسی پور تصریح کرد: ارتباط مبتنی بر مشارکت دانشگاه و نهاد خیر با یکدیگر به معنای شرکت دادن خیریه در تصمیمات دانشگاه در زمینه کمک‌های پرداختی است که لازمه آن وجود دانشگاه و خیریه به عنوان دو نهاد مستقل است. یکی از موانع شکل‌گیری ارتباط مبتنی بر مشارکت بین این دو نهاد هم مستقل نبودن دانشگاه است که در یک واقع به عنوان یک نهاد اداری و تشکل سازمانی از یک ساختار اجرایی، تنها استقلال دارد که به فرموده حاکمیت عمل کند! دومین مشکل هم به تشکل‌های خیریه برمی‌گردد که بسیار فردسالار هستند و نتیجه این شخص سالاری در اداره نهاد خیر تشتت عمل است.
وی گفت: خیریه‌ها سه نقص اساسی دارند که اتفاقاً در حوزه دانشگاه است. اولین نقص در امور خیریه در ایران نقص دانشی است که دانشگاه‌ها موظف بوده‌اند که آن را فراهم کنند. یک خیر از کدام دانشگاه می‌تواند دانش مربوط به امر خیر را دریافت کند؟ هیچ دانشگاهی فراتر از نیازهای خود را نمی‌بیند و هیچ مدلی برای حکمرانی امور خیر طراحی نکرده اند.
دکتر موسی پور با طرح این سؤال که تاکنون چند پژوهش کاربردی درباره مسائل و آسیب‌های امور خیریه در دانشگاه‌های ما که همگی مدعی پژوهش کاربردی و حل مشکلات هستند، انجام شده است؟ گفت: پژوهش تقاضامحور فقط این نیست که طرحی به دانشگاه سفارش داده شود بلکه گاه دانشگاه است که باید نیازهای موجود را نشان دهد تا برای رفع آنها سرمایه گذاری شود. در کشورهایی با این همه بلایای طبیعی تاکنون چه قدر در خصوص سازماندهی حمایت و کمک در بحران‌ها و انتقال تجارب جهانی کار شده است؟ این که فقط از ضعف ساختارهای مدیریت بحران در کشور انتقاد کنیم که خدمت نیست.
وی با بیان این که وقتی بحث خیریه‌ها را مطرح می‌کند از اقتصاد بخش سوم – که نزدیک به یک سوم اقتصاد کشور را شامل می‌شود- صحبت می‌کند، گفت: درست است که ۱۵ هزار خیریه ثبت شده در کشور، مثلاً در مقایسه با ۱۵۰ هزار خیریه ثبت شده در انگلستان، تعداد زیادی نیست ولی برای همین ۱۵ هزار خیریه چه قدر کار کرده‌ایم؟
استاد برنامه‌ریزی درسی دانشگاه فرهنگیان خاطرنشان کرد: دومین مشکل خیریه‌ها، نقص دانایی امور خیر است یعنی افرادی که در خیریه‌ها کار می‌کنند چه قدر دانایی دارند؟ جای سؤال است که دانشگاه‌ها برای تربیت نیروی انسانی مورد نیاز چند هزار خیریه و هزاران موقوفه فعال که یک سوم اقتصاد کشور را در اختیار دارد نسبت به ایجاد یک رشته آموزشی هم اقدام نکرده‌اند در حالی که حدود ۹۱۷ رشته (۱۶ درصد کل رشته‌های دانشگاهی) هستند که نام اصلی یا فردی آنها مدیریت است ولی دریغ از یک رشته که به مدیریت خیریه‌ها بپردازد! علت این مسأله هم این است که این حوزه، امر ملت است نه امر دولت. از دانشگاه شیراز که آمریکایی ها پایه گذار آن بودند تا دانشگاه رشت که توسط آلمانی‌ها پایه‌گذاری شد همه دانشگاه‌های ما گرفتار دولت‌زدگی هستند.
وی با بیان این که نوع نگاه نسبت به خیران در کشور ما بدین صورت است که افراد ثروتمندی هستند که می‌خواهند با صرف بخشی از ثروت خود، یا ثروتشان را حلال کنند یا دنبال منفعت دیگری هستند یا چون در آستانه مرگ هستند به فکر کار خیر افتاده ‌اند که در آن دنیا از ثمرات آن استفاده کنند، گفت: در عمل دانشگاه‌های ما هم مثل فقیران خیابانی عمل می‌کنند و در مواقع لزوم از خیران شریف حمایت نمی‌کنند تا جایی که برخی خیران ترجیح می‌دهند که سرمایه خود را در کشورهای همسایه صرف کنند! در شرایطی که تندخویی و اتهام‌زنی علیه خیران هم زیاد است دانشگاه برای دفاع از آنها چه کرده و کی می‌خواهد این کار را بکند؟ دانشگاهی می‌تواند به خیریه خیر برساند که خودش مستقل باشد نه این که فرمانبر بالا باشد.
دکتر موسی پور با اذعان به این که گاه برخی دانشگاه‌ها به نظر خیران توجه می‌کنند اظهار داشت: تسلیم از سر نیاز دانشگاه در برابر نظر خیران با تسلیم از سر مشارکت فرق دارد.
وی با تأکید بر این که تجمیع امر خیر می‌تواند به مراتب مؤثرتراز کمک‌های پراکنده باشد، اظهار داشت: اگر دانشگاه‌ها در این ۸۰، ۹۰ سال کاری در زمینه امر خیر می‌کردند شاید نگرش جامعه و خیران بسیار متفاوت با امروز بود. البته دگرگون کردن نگرش‌ها، کار زمان بر و پرهزینه‌ای است و اگر دانشگاه بخواهد زمینه را برای آموزش و پژوهش و تغییر نگرش به امر خیر فراهم کند قاعدتاً نیاز به کار بلندمدت دارد.
دکتر موسی پور سخنان خود را با این جمله و شعری از پروین اعتصامی به پایان برد که در حالی که دانشگاهیان این نگرش را دارند که خیریه‌ها کمکی به دانشگاه نمی‌کنند. به تعبیر پروین، شمع دانشگاه اگر می‌سوزد پروانه خیریه هم کنارش می‌سوزد در حالی که هیچ خیری از دانشگاه ندیده است!
در ادامه این نشست، دکتر ماحوزی، عضو هیئت علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی به بیان مسئولیت‌های جامعه در قبال دانشگاه پرداخت و تأکید کرد برای رسیدن به دانشگاه مستقل که بتواند در خدمت جامعه باشد، جامعه نیز باید به مسئولیت‌های خود در قبال دانشگاه عمل کند.
وی با بیان این که منظور از استقلال دانشگاه، استقلال مالی، هویتی و مدیریتی این نهاد است، اظهار داشت: تجربه‌های قبلی نشان داده که هر تلاشی برای کمک به دانشگاه از بیرون شکست خورده و دانشگاه نهایتاً زانوی تسلیم به زمین زده است. باید به جای نهاد دولت، دین و اقتصاد که دنبال تسلط منطق خود بر دانشگاه هستند دنبال گزینه دیگری برای خدمت بیرونی به دانشگاه باشیم که اجازه دهد دانشگاه براساس منطق ویژه آکادمیسین‌ها عمل کند تا بعد سراغ این بیاید که چگونه مسئولیت‌های خود را در قبال جامعه انجام دهد.
دکتر ماحوزی تصریح کرد: با احتساب دارالمعلمین ۱۰۰ سال و با مبنا قرار دادن دانشگاه تهران، حدود ۹۰ سال از شکل‌گیری آموزش عالی در ایران می‌گذرد و طی این مدت دانشگاه ذیل گفتمان‌های مختلف ناسیونالیسم، مدرنیته، ایده توسعه، ارزش‌های انقلابی و ایده حامی الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت عمل کرده که بر اساس آن‌ها از طریق نهادهایی در خارج دانشگاه برای دانشگاه آیین نامه و مقررات نوشته‌اند. جالب است که این نهادهای قدرت بیرونی که دور دانشگاه هم دیوار کشیده‌اند مدعی هستند که این دیوارها محافظ دانشگاه هستند در حالی که در ورای این دیوار خود این نهادها هستند که استقلال و آزادی عمل دانشگاه را سلب کرده‌اند.
وی خاطرنشان کرد: در چنین فضایی، دانشگاهی که باید به عنوان مغز متفکر جامعه، اهدافی چون تحقق صلح و رفاه بشریت را دنبال کند تاکنون نتوانسته در کشور ما این انتظارات را عملی کند چون همواره براساس منطق رفتاری و آموزشی پژوهشی دیگری عمل کرده است و نهادهای بیرونی اجازه نداده‌اند که از منطق خود که به چنین اهدافی منجر می شود پیروی کند.
دانشیار فلسفه مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی با بیان این که از بدو تأسیس دانشگاه در ایران، دولت عهده‌دار تمام امور دانشگاه بوده، تصریح کرد: در کشورهایی مثل آلمان و فرانسه هم تأسیس دانشگاه با دولت بوده اما چگونه است که در آنجا دانشگاه به گونه‌ای دیگر عمل می‌کند و در ایران به گونه‌ای دیگر؟ دانشگاه در آلمان ایجاد شد تا رؤیای آلمانی‌ها که عقلانیت و اعتبار بود را محقق کند و دولت آمد که دانشگاه را از هر هجوم بیرونی که مانع استقلال آن است حفظ کند تا در مقابل، دانشگاه هم خیر درازمدت قدرت را تعریف و تأمین کند. دانشگاه آلمانی هم براساس ایده وحدت علوم (حقیقت در بسیط‌ترین شکل ممکن) این امر را دنبال می‌کند.
دکتر ماحوزی خاطرنشان کرد: در کشوری مثل آلمان، دانشگاه براساس توافق انجام شده، براساس منطق خاص خود عمل می‌کند و دولت هم استقلال آن را تضمین کرده است ولی در ایران دوره قاجار و پهلوی، دانشگاه از ابتدا برای رفع نیازهای دیوان سالاری حاکم تأسیس شده و لذا همواره دولت است که محتوای ارائه شده در دانشگاه را هم تعیین می‌کند. البته ملت هم همین دیدگاه را داشتند و چون سعادت کشور را در تحقق اصلاحات دولتی که از اواخر دوره احمدشاه آغاز شده بود می‌دیدند از دانشگاه انتظار داشتند که خواسته‌های دولت را پیگیری کند اما اتفاق خیلی بزرگی که داشت می‌افتاد این که نه در تلاش دولت و نه حمایت مردم از دولت هیچ گاه این سؤال مطرح نشد که دانشگاه باید ذیل منطق خاص خود عمل کند یا ذیل منطق پادگانی یا اقتصادی یا منطق نهادهای دینی؟
وی گفت: در شرایطی که منطق رفتاری بیرون دانشگاه را به داخل دانشگاه آورده‌ایم و دانشگاه براساس منطق دیگری عمل می‌کند، طبیعی است که یک دیگری نظارت کننده هم بر دانشگاه حکومت کند و به محض این که دانشگاه به اقتضای ماهیت دانشگاهی خود با آن نهاد قدرت همراهی نکند، مورد غضب قرار می‌گیرد که سرکوب‌ها و تعرض‌هایی که از پهلوی اول بدین سو به دانشگاه شده، گواه آن است.
از چنین دانشگاهی که حتی قدرت عمل براساس منطق ویژه دانش و دانشگاه را ندارد چگونه می‌توانیم انتظار داشته باشیم که بتواند چون خورشیدی به دولت و ملت و … خیر و برکت برساند.
دکتر ماحوزی با تأکید بر این که به هیچ وجه دنبال دانشگاهی بریده از دولت و اقتصاد و بازار و جامعه و … نیست و دانشگاه هم باید مثل هر نهاد دیگر با نهادهای مختلف دیگر در تعامل باشد، اظهار داشت: وقتی نهاد قدرت سیاسی، دین، اقتصاد، نظامی گری و … هر یک از منطق رفتاری خاص خود پیروی می‌کنند، چرا دانشگاه باید به جای منطق خاص خود براساس منطق دیگری عمل کند؟ چرا همه نهادهای بیرونی به دنبال ارتباطی تسلط جویانه و تحمیل منطق خود بر دانشگاهیان هستند؟
وی با اشاره به تعبیر «دریدا» درباره دانشگاه تحت سلطه نهادهای اقتصادی که از آن به عنوان «آموزش عالی انگل‌وار» یاد می‌کند، گفت: دانشگاهی که براساس منطق «دیگری» رفتار می‌کند، مطمئناً نمی‌تواند با نهادهای بیرونی خود نیز ارتباط مناسبی داشته باشد و استقلال دانشگاه در نهایت به نفع همه نهادهای بیرونی است.
دکتر ماحوزی، جامعه را نیز نهادی دیگر در کنار نهاد دانشگاه، دین، اقتصاد، دولت و … عنوان کرد که باید براساس منطق خود که گفت و گو برای رسیدن به توافقی به نفع اکثریت است عمل کند نه سلطه یک جریان یا یک گروه خاص.
مؤلف کتاب «حامیان علم و فناوری در جهان و ایران» با اشاره به نقشی که خیریه‌ها و بنیادهای حامیان دانشگاه می‌توانند در عرصه‌های مختلف مثل گسترش ارتباطات بین‌المللی دانشگاه‌ها با همتایان خارجی ایفا کنند یاد و خاطره مرحوم افضلی پور، مؤسس دانشگاه کرمان به عنوان بزرگترین واقف عرصه آموزش عالی در دوران معاصر را گرامی داشت و با تقدیر از خیران دانشگاهی گفت: ارتباط مؤثر و مبتنی بر مشارکت دانشگاه با خیریه‌ها به این معناست که خیران در هیأت امنای دانشگاه عضویت داشته و بتوانند در تصمیم گیری‌ها مشارکت کنند. چنین ارتباطی متأسفانه در ۴۰ سال اخیر شکل نگرفته و ارتباط خیریه‌ها با دانشگاه همانند خیری است که به گدایی کمک می‌کند و از کنارش می‌گذرد!
وی با بیان این که به زودی سیاست‌نامه‌ای را براساس پژوهش انجام شده در زمینه خیریه‌های آموزش عالی منتشر می‌کند گفت: تجربه نشان داده دانشگاه‌ها زمانی به سراغ خیریه‌ها رفته‌اند که دچار تنگدستی و کمبود بودجه شده‌اند و غیر از چند اتفاق مبارک در سال‌های اخیر در دانشگاه‌هایی مثل صنعتی شریف، تهران و فردوسی نتوانسته‌اند از خیران در تصمیم‌گیری‌ها درباره دانشگاه و رشته‌ها و … کمک بگیرند. ریشه این مشکل هم عدم استقلال دانشگاه‌هاست.
دکتر ماحوزی با انتقاد از فرو کاستن مسئولیت دانشگاه در قبال جامعه به اقدامات و برنامه‌هایی که در حال حاضر به عنوان ارتباط اعضای هیئت علمی دانشگاه‌ها با صنعت و جامعه اجرا می‌شود اظهار داشت: ارتباط دانشگاه با جامعه را نمی‌توان با چنین برنامه‌های فرمایشی محقق کرد بلکه باید جامعه در دل دانشگاه حضور داشته باشد. جامعه‌ای که با منطق خود به دانشگاه بیاید و در عین حال دنبال تحمیل منطق خود به دانشگاه نباشد، جامعه مدنی‌ای است که می‌تواند بر اساس منفعتی دو سویه با دانشگاه همکاری کند و می‌تواند استقلال دانشگاه را تضمین کند.
وی در پایان با بیان این که خیرانی که می‌خواهند در حوزه آموزش عالی کار کنند باید با منطق دانش و آموزش عالی آشنایی داشته باشند و بر اساس منطق آکادمی وارد بازی دانشگاه شوند اظهار داشت: استقلال دانشگاه و حاکمیت منطق خاص آموزش عالی بر این حوزه می تواند به سود دانشگاه و جامعه باشد.
 



CAPTCHA
دفعات مشاهده: 121 بار   |   دفعات چاپ: 14 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر